1320ـ1356 نوشت (1362). بخشي از هر دو تاريخ داراي زمينهٴ واحدي هستند و بايد هر دو را با هم بررسي كرد. يوآنس آن را در دفاع از كارهايي نوشت كه در طي پادشاهي خود كرده يا نكرده بود؛ او آن را پس از كنارهگيري از تاج و تخت (1355) نوشت، در زماني كه اوقات خود را در يك صومعه ميگذراند. از اينرو، نام موٴلف به جاي يوآنس كانتاكوزنوس، يوسفوس كريستودولوس است. سه تاريخ مختصر را هم كه بهتازگي انتشار يافته، ميتوان به آثار اين دو اضافه كرد: 1)
تاريخ سالهاي 1294 تا 1391؛ 2) تاريخ سالهاي 1204 تا 1425؛ 3)
تاريخ سالهاي 1320 تا 1422. اين تاريخها براي شناخت پارهاي رويدادهاي سدهٴ چهاردهم بسيار باارزش است و احتمالاً مهمترين آنها اولي است كه پيش از همه چاپ شد.
12. ارمنستان. لئون پنجم لوسينيان، آخرين شاه كارآمد ارمنستان (كه در سال 1393 در پاريس درگذشت) سبب شد تا ژان داردل فرانسيسي، منشي وي از سال 1377 تا 1384 بتواند تاريخ ارمنستان را از زمان مسيح تا سال 1384 به زبان فرانسه بنويسد. طبعاً اين تاريخ از ديدگاه شاهانه و كاتوليكي نوشته شد.
تاريخ ديگري كه معرف ديدگاه كليساي ارمني بود، توسط گريگور اَخلاطي، رئيس صومعه نوشته شد. بدبختانه، ظاهراً اين تاريخ گم شده و تنها تقويم شهداي ارمني و برخي اشعار آن در دست است، به ويژه شعري كه مصايب كشورش را در سالهاي 1386 تا 1421 بيان ميكند.
توماس آلوويدي (يا آگوويدي در ايالت واسپوراگان در حوالي درياچهٴ وان)، از شاگردان برجستهٴ گريگور تاتِفي بود و رئيس صومعهٴ مِدسُپ در دوروپِران شد. مهمترين تأليفش
سرگذشت تيمور است. بيشتر دربارهٴ فتح ارمنستان بهدست او، كه تاريخ رويدادهاي ارمنستان تا سال 1447 را برآن افزوده است.
13. مصر. مفضل بنابيالفضايل كه تاريخ مصر را از سال 1260 تا 1349 نوشت، با ساير مورخان مملوكي در يك جا ذكر شده است. وي قبطي، يعني مسيحي بود، ولي چنان به شيوههاي اسلامي گرويد كه ذكر وي با ساير مورخان مسلمان خاور نزديك نابهجا نخواهدبود. با اينهمه، بايد در اينجا هم ذكر شود، چون وي تاريخ خود را ذيل
تاريخ مكين بن عميد (سيزدهم ـ 2) خوانده است و حاوي اطلاعاتي دربارهٴ بطريقنشين قبطي و ساير مسائل مسيحيان است .
ب. يهود
كار يهوديان در زمينهٴ تاريخنگاري در اين عصر بسيار ناچيز بود. شايد مهمترينش نامهاي باشد كه حَسدي قِرِسقاس به كنيسهٴ آوينيون نوشته و آزار و جفايي را كه در سال 1391 در آراگون بر يهوديان روا داشتند، شرح داده است. پسر خود او در زمرهٴ شهداي آن حوادث بود. اين را ميتوان معرف و نمونهٴ آثار مشابهي دانست، چون يهوديان در آخرين دهههاي سدهٴ چهاردهم نهتنها در